به گزارش چهارفصل [2] به نقل از صبح زاگرس [3] آن ها که خبر داشتند ، سر از پا نشناخته ؛ آماده ی استقبال و پذیرایی می شدند . همه در تکاپو بودند . یکی آب و جارو می کرد ؛ دیگری تزئین می کرد ، یکی با دستمال ، گرد غربت از در و دیوار می گرفت. از همه بیشتر ، مادران بودند که بی صبرانه انتظار می کشیدند .
آخر این میهمان ، مادری را چشم به راه گذاشته بود . بوی عطر شوق ، بوی زیارت به مشام می رسید . اشک ٬ امان نمی گرفت و بی بهانه بر چهره می بارید و با زلال خود ٬ دل را صاف می کرد . میهمان هر چه قدر گرامی تر باشد ؛ استقبال هم باشکوه تر می شود .
این جماعت در قید و بند دنیا نیستند تا با آخرین مد و تجهیزات به استقبال میهمان بروند ؛ با همان صفا و سادگی و صمیمیت ؛ دلشان را فرش راه کردند و منتظر قدوم مبارک میهمان ماندند.
حضور با شکوه مردم ٬ جلوه ی خاصی به مراسم بخشیده بود ؛ هر کسی سعی می کرد خود را به گوشه ای از تابوت برساند و برای تبرّک آن را لمس کند . عده ای هم که اصلا در جریان ماوقع نبودند ٬ می پرسیدند : کسی مرده ؟ تشییع نمادین است ؟ بعضی که در حال رانندگی بودند تا متوجه مراسم و حضور شهید می شدند ٬ ماشین را روشن رها کرده و خود را به شهید می رساندند .
و این گونه بود که شهید خوشنام و بی نشان دفاع مقدس در میان اشک و ناله مشتاقان و دلدادگان راه عاشورا وارد صداوسیمای مرکز کهگیلویه و بویراحمد شد و این مکان را به وجود خود متبرک ساخت.
پیوندها
[1] http://chaharfasl.ir/tasviri/135998/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B4%DB%8C%DB%8C%D8%B9-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87%DA%AF%DB%8C%D9%84%D9%88%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87
[2] http://chaharfasl.ir
[3] http://sobhezagros.ir/