یاسوج، شب بیست و ششم.. آسمان ابری بود و زمین خیس، اما دلهای مردم این دیار، از بارش ایمان، سیرابتر از همیشه. باران شدید که از عصرگاهان آغاز شده بود، بسیاری را به گمان خاموشی شعلههای اجتماع نشاند، اما مردم یاسوج بار دیگر ثابت کردند که برای تجدید بیعت با رهبری و خونخواهی امام شهید، نه از ابرها میهراسند و نه از سیلاب شب.
جمعیتی که زیر باران جانانه ایستاده بودند، با چترهایی که چون سپرهای عشق در دست داشتند، موجی از اراده را به نمایش گذاشتند. زنان با مانتوها و چادرهای خیس، مردانی که باران از صورتهای مصممشان جاری بود، و کودکان در آغوش پدران؛ همه در این شب بارانی فریاد زدند که راه شهدا، زیر هر آسمانی، با هر طوفانی، ادامه دارد.
در این شب، باران نتوانست اشکهای عزاداران خونخواه امام شهید را از چشمانشان پنهان کند. زمین یاسوج، میان گل و باران، شاهد حماسهای بود که اثبات کرد: هر چه طوفان شدیدتر، ایمان مردم این خطه ریشهدارتر. بیست و ششمین شب اجتماع بیعت، در تاریخ ماندگار یاسوج، به «حماسه بارانی» ثبت شد؛ شبی که مردم ثابت کردند حتی اگر آسمان فرو ریزد، آنها بر عهد خود با رهبری و شهدا، استوارتر از کوههای زاگرس ایستادهاند.



































نظرات کاربران