نظرخواهی

با انتخاب "کاظم نظری" به عنوان معاون سیاسی امنیتی استاندار موافقید؟

تازه های سایت

پربیننده ها

29. خرداد 1395 - 13:31
امروز دولت به وظیفه خودش به خوبی عمل نکرده است اما طوری انتقاد می‌کنند و می‌گویند پول نفت دولت قبل کجا رفت که کاخ‌نشینان تهران، اهل سنت و قومیت‌ها فکر می‌کنند حقشان را دولتمردان گذشته خورده اند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی چهارفصل، دکتر محمدحسن قدیری ابیانه مدیرتأسیس انجمن نخبگان جهان اسلام،سفیرسابق جمهوری اسلامی ایران در مکزیک،گواتمالا، بلیز و استرالیا و کارشناس عالی امور استراتژیک وزارت امور خارجه است.

 

وی در این بازید از این پایگاه خبری در جریان فرایند تولید و انتشار اخبار بر  روی پایگاه اطلاع رسانی صبح زاگرس قرار گرفت و  در گفت و گویی اختصاصی درباره مسائل سیاسی کشور و روابط بین الملل به سوالات خبرنگار این پایگاه خبری پاسخ گفت.

 

 مختصری از  زندگینامه محمد حسن قدیری ابیانه

وی در سال 1332 درخانواده ای مذهبی به دنیا آمد.در سن 18 سالگی برای تحصیل در رشته معماری عازم فلوانس ایتالیا شد. 5 سال قبل از انقلاب در سن 20 سالگی اولین انجمن اسلامی دانشجویی را در ایتالیا بنیانگذاری کرد که به بزرگترین تشکل دانشجویی تبدیل گردید.

با سفر حضرت امام خمینی (ره) به نوفل لوشاتو در فرانسه به امام پیوست.سپس به ایتالیا بازگشت تا مبارزات را در ایتالیا هدایت نماید.

در دهه مبارکه فجر 57 توانست به تنهایی سفارت ایران را از عوامل سلطنت طلب و وابسته به حکومت پهلوی آزاد نماید.در شهریور 1358 به عنوان اولین دیپلمات و رایزن مطبوعاتی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا مشغول به کار شد.

 

در این دوره بود که چند نفر به دست وی به تشیع گرویدند که از جمله آنها شخصیت شناخته شده در ایران یعنی ادواردو آنیلی فرزند صاحب کارخانجات فیات و باشگاه یوونتوس بود. فیلم مستندی از زندگی این شخصیت که بعدها به شهادت رسید در سیما پخش شد.

قدیری ابیانه به عنوان اولین دوست ایرانی و عامل تشرف وی به تشیع در این فیلم به شرح ماوقع پرداخته است. آشنایی این دو به دنبال مناظره ای بود که در تلویزیون ایتالیا به طور زنده پخش شد و دکتر قدیری ابیانه مناظره خود را با این جمله معروف آغاز نمود "به نام خداوند قوی تر از ناوهای آمریکایی".

 

گفت و گوی پایگاه خبری صبح زاگرس با قدیری ابیانه به این شرح است:

 

* چرا در بودجه سال 95 بازهم شاهد تکیه کردن دولت به فروش نفت هستیم؟

 

دولت یازدهم امروز دچار یک توهم نفتی شده است و فکر می کند که با پول نفت می توانند همه کار انجام دهد که دقیقاً اینگونه نیست.

 

در جلسات همیشه بر فروش نفت تکیه می کنند و می گویند اگر نفت را اینگونه بفروشیم به خود کفایی می رسیم، اما اگر بخواهیم یک حساب تقریبی بگیریم خواهیم دید که تمام این حرفها یک بزرگنمایی است.

 

با این میزان فروش نفت سهم هر ایرانی 68هزار تومان است

مثلاً برخی امروز با توهم نفتی خود تصور مردم از درآمد نفت را بزرگ‌نمایی می‌کنند تا احساس شود اختلاس زیاد است در حالی که اگر بودجه سال ۹۱ کشور از محل درآمدهای نفت که توسط دولت قبل ارائه شد، محقق می‌شد سهم هر ایرانی ۶۷ هزار تومان از فروش نفت بود.

 

توهم نفتی در دولت به بالاترین حد خود رسیده است

یعنی اگر بخواهیم بر اساس قیمت نفت در سال ۹۱ سهم هر ایرانی را در نظر بگیریم بعد از ۳۰۰ سال با همان قیمت سهم هر نفر ۲۴۹ میلیون تومان خواهد شد که امروز سخن های به ازای هر نفر یک میلیون تومان بیان می شود که همه توهم نفتی است که برخی در دولت و جامعه راه انداخته اند.

 

همین تصورات غلط سبب شده نقش دولت در اذهان  عمومی پررنگ شود به طوری که مردم فکر می‌کنند مخاطب شعار سال تنها دولت است.

 

از طرفی دیگر اگر به فروش نفت نگاه کنیم ، دولت بودجه سال جدید را با مبلغ 66هزارمیلیارد دلار فروش نفت بسته است که چنین چیزی با این تفکر عملی نیست.

 

 

* در صورت ادامه این روند یعنی تکیه بیش از حد به درآمد های نفتی، دولت و وضعیت اقتصادی کشور به چه سمتی خواهد رفت؟

 

دولت باید به این بیندیشد که با این ارقام نمی تواند دولت را اداره کند و فقط تنها چیزی که عاید آن می شود بدهی و سنگینی بار تورم بر گرده مردم است.

توهمات نفتی دولت یک مصیبت است

این تصور که  می گویند دولت می تواند با اتکاء به نفت تمامی نیازها را برطرف کند یک مصیبت است که فقط تورم و بدهی های دولت را بالا می برد.

 

 

* آیا تکیه کردن بیش از حد دولت به درآمد های نفتی، باعث بوجود آمدن توقعات مالی مردم از فروش نفت نشده؟

 

امروز خیلی از مردم کار و تلاش را به دولت ربط داده اند و دولت آنها را نیز متکی به پول فروش نفت می داند که اینگونه نمی تواند به جلو رفت، شما نگاه کنید اگر می گوییم تحریمیم اینگونه است که قبل از انقلاب به ازای هر نفر 5بشکه نفت صادر می کردیم ولی امروز به ازای هر نفر نصف یک بشکه هم نفت صادر نمی کنیم.

 

اینگونه تفکرات و توهم های نفتی باعث شده که برخی از استانهای مستعد همانند این استان که در محرومیت ذاتی هستند و پتانسل های زیادی در توسعه اقتصادی دارند،همچنان در فقر باشند.

 

2.5نیم بشکه نفت امارات کجا یک میلیلون بشکه ما کجا

اینجا باید همچنین جمعیت را در نظر گرفت، به عنوان مثال اماراتی که شاید قُطر کشورش به اندازه جزیره کیش هم نرسد، روزی 2.5 بشکه نفت صادر می کند که ماحصل این فروش برای مردم آن برابر با درآمد هشتاد سال یک ایرانی است.

 

پس اینگونه نیست که ما با پول نفت می توانیم کشور را گلستان کنیم، اما اگر می خواستیم درآمد نفت مان را فقط برای یک منطقه خرج کنیم می توانستیم با این فروش یکساله که برابر با 600میلیارد دلار است کیش را دوبی کنیم.

 

مسئولین در خواب بودجه های خیالی خود خفته اند

امروز مشکل اصلی اینجاست که مسئولین ما با بودجه های خیالی نفتی در پی توجیه عملکرد خود هستند و تمامی تمرکز خود را بر روی فروش نفت گذاشته اند و از دیگر محصولات مهم در کشور غافل شده اند.

 

 به عنوان مثال دولت امسال با بودجه 66هزار میلیاردی نفت که به مجلس ارائه داده فقط می تواند در ماه به ازای هر ایرانی 68هزار تومان نفت صادر کند، که با این بودجه حتی نمی توان یک جاده ساخت.

 

هرچند که این بودجه مختص نخواهد شد که بخواهد به سرانجام برسد. یعنی به ازای هر ایرانی 280هزار تومان یعنی هر 5نفر یک میلیون مالیات گرفته می شود که اینگونه نمی شود.

 

 

* آیا دولت یازدهم در استقراض مالی است؟

 

دولت یازدهم امروز در استقراض مالی است و امروز با پول‌های قرضی کشور را اداره می‌کند به طوری که به گفته وزیر اقتصاد ۵۴۰ هزار میلیارد تومان به بانک‌ها، بیمه، پیمانکاران، تامین اجتماعی و کارمندان بدهکار هستند.

 

یا به طور دیگر امروز دولت به ازای هر خانواده ۴ نفره ایرانی ۲۷ میلیون تومان بدهکار است و این بدهکاری‌های دولت در حال افزایش است اما برای حفظ محبوبیتش حاضر نیست یارانه ثروتمندان را قطع کند.

 

دولت یازدهم اقتصاد داخلی را رها کرده است

 

متأسفانه  دولت امروز اقتصاد مقاومتی را رها کرده و تمام امیدش به خارج است و عملکردش مطابق با اقتصاد مقاومتی نیست.

 

بدهکاری 13ساله دولت از یارانه ها

حتی دولت در پرداخت یارانه به مردم، 13سال یارانه نقدی به مردم بدهکار است یعنی چیزی در حال فاجعه.

 

 

* به نظر شما آیا هدفمندی یارانه ها از سوی دولت قبل کار اشتباهی بود؟

 

من با اصل هدفمندی مخالفت نیستم و باید گفت یکی از شهامت ها و کارهای خوب دولت گذشته همین هدفمندی یارانه ها بود، اما باید دانست که به هرکسی بخواهی یارانه بدهی کاری اشتباه است.

 

یارانه را باید با نیازمندان داد نه ثروتمندان

بلکه باید یارانه را کسانی که محتاج هستند مانند تحت پوششی ها، کمیته امدادی ها و کسانی که واقعاً نیاز به آن دارند پرداخت کرد، وگرنه آن کاخ نشینی که تعطیلاتش را با سگش در آنتالیا سپری می کند نیازی به این 45هزار تومان ندارد.

 

این دولت فقط شعار خوب داده؟

دولت یازدهم شعار می دهد اما عمل نمی کند و برای اینکه بتواند محبوبیتش را بین مردم و اقشار جامعه حفظ کند از قطع یارانه مرفهین و پول دارها امتناع می کند.

 

یکی از این دلایل این است که دولت فعلی می گوید یارانه ها باعث محبوبیت دولت قبل شده و اگر ما بخواهیم آن را حذف کنیم محبوبیت خود را از دست خواهیم داد و به خاطر این موضوع حاضر نیست از منافع شخصی بگذرد و منافع ملی را بنگرد.

 

ولی از طرف دیگر مجلس تصویب کرده که یارانه 30درصد از افراد مرفح باید قطع شود و صرف هزینه های اشتغال، کار، ساخت کارخانه برای افراد کم درآمد جامعه و اشتغال در مناطق محرومی مانند این استان شود که دولت باید این امر را پیش ببرد.

 

قطع یارانه ثروتمندان جزء واجبات است

به نظر من قطع کردن یارانه ثرومندان جزء واجباتی است که هر دولتی باید آن را انجام دهد. اما متأسفانه در کشور ما کارها برعکس است ما به ثروتمندان پول می دهیم، یارانه می دهیم اما در کشورهای توسعه یافته از ثروتمندان پول، مالیات و ارزش افزوده می گیرند. به عنوان مثال می توان گفت ما از جیب فقرا برداشت می کنیم و به جیب ثروتمندان می ریزیم.

 

یکی از دلایل عملی نشدن سیاست های  دولت و درجا زدن دولت یازدهم در کارها این بوده که دولت نتوانسته است نسبت به افزایش قیمت ها تورم را مهار کند و در برنامه های خود عقب گرد داشته است، که یکی از این دلایل اسراف در مصرف سوخت است که بر اساس آمار ها مصرف روزنانه سوخت در کشور ما سی برابر هزینه هاست که همین مسئله باعث قاچاق سوخت، آلودگی هوا و دیگر موضعات نیز می شود یعنی همان درجا زدن در کارها.

 

خام فروشی نفت یعنی اسراف

پس باید گفت ما پول نفت را اسراف می کنیم ویکی از مثال های عینی اسراف خام فروشی نفت است که ما هنوز از آن دست نکشیده ایم.

 

 

* آیا مبانی اقتصادی در دولت یازدهم مبانی اقتصادی لیبرالیستی است؟

شما نگاه کنید در اقتصاد باید نگاه ما نگاه اقتصاد اسلامی باشد و بتوانیم بر اساس آن مردم را از پول نفت مبرا کنیم و اقتصاد را به جلو ببریم،اما این دولت حتی مبانی اقتصاد لیبرالیستی را هم در کشور پیاده نکرده است، در جاهایی هست که حتی اقتصاد لیبرالیسمی بیشتر می تواند به کمک این ملت بیایید ولی هنوز این دولت در آن لنگ می زند.

 

به عنوان مثال در کشورهای غربی مردم باید برای استفاده از سوخت به غیر از آن هزینه که صرف سوخت می کنند مالیات آن را  نیز می پردازند، ولی در کشور ما برعکس است و سالیانه سوخت را به قیمت کم عرضه می کنیم و حتی جایزه و یارانه هم برای آن پرداخت می کنیم.

 

یا به عنوان مثالی دیگر در کشورهای غربی با مشارکت خود مردم جاده سازی می کنند و بهترین و باکیفیت ترین جاده ها را برای مردم با کمک خود آنها می سازند، ولی در کشور ما مسئولان با پول نفت بجای اینکه اقتصاد را توسعه دهند آن را در جاده سازی خرج می کنند که این موضوع در اقتصاد جهانی کاری غلط است.

 

دولت یازدهم منفعت حزبی خود را ارجح تر از منفعت ملی می داند

متأسفانه  دولت منفعت حزبی خود را می بیند وکاری به منافع مردم ندارند و می کوشد که منابع خودش به خطر نیفتد.

 

دولت قبل به دنبال رفع موانع بود اما نتوانست

دولت قبل به دنبال رفع این موانع بود و اگر می گذاشتند سیاست های آن عملی شود به سرانجام می رسید اما با اتمام عمر آن دولت ،دولت یازدهم همه آنها را وتو کرد.

 

 

 

* به نظر شما ایرادات اجرای هدفمندی یارانه ها کجاست؟

یکی از مشکلات بوجود آمدن چنین مشکلاتی نبودن ردیف مالی در اجرای چنین برنامه هایی است.

 

به عنوان مثال می توان به شیر یارانه ای در زمان های نچندان دور اشاره کرد که در بازار به مردم ارائه می شد این شیر بجای اینکه به دست بچه های مردم برسد با زد و بند چند مغازه دار به بستی فروشی ها می رسید و آنها برای درست کردن بستنی از آن استفاده می کردند، پس با اینگونه تفکرات و رفتارها عدالت ها اجرا شود.

 

همین موضوع باعث خواهد شد که اقتصاد بجای اینکه پیش رفت داشته باشد عقب گرد داشته باشد و آنچنان که باید و شاید توسعه پیدا نکند.

 

دولت از قطع یارانه ثروتمندان می ترسد

دولت از این می ترسد که اگر بخواهد یارانه ثروتمندان را قطع کند با افکار عمومی روبه رو شود و محبوبیتی دیگر برای انتخابات آینده نداشته باشد.

 

 

*چرا دولت از قطع کردن یارانه ثروتمندان می ترسد؟

آقای روحانی اگر راست می گفت بگویید می خواهم یارانه ها را قطع کنم، آیا دیگر رأی خواهد آورد؟؟!

 

انتقادها به دولت گذشته از روی توهم است

امروز دولت به وظیفه خودش به خوبی عمل نکرده است و منافع خودش را بر منافع ملی ترجیح داده است و حتی با اینکه انتقادهایش به دولت گذشته از روی توهم است و مبنای واقعی ندارد اما طوری انتقاد می‌کنند و می‌گویند پول نفت کجا رفت که کاخ‌نشینان تهران، سنی‌ها و قومیت‌ها فکر می‌کنند حقشان را دولتمردان گذشته خورده اند.

 

خوب این حقوق نجومی را هم دولت قبل داده است

حتی امروز با توجه به حقوق نجومی خیلی از مدیران خود آن را به دولت قبل گره می زند، مگر سه سال از عمر این دولت نگذشته است که هنوز مقصر دولت قبلی است، اینجاست که باید دانست دولت نتوانسته است در کارهای خود خوب عمل کند و به دنبال مقصر است.

 

 

مگر وزیر اقتصاد سال گذشته نگفته بود حقوق‌ها را تنظیم کردیم اما دولت مخالفت کرد، اما بعد از گذشت ۳ سال از دریافت حقوق‌های نجومی تازه رئیس‌جمهور که می‌بیند مردم حساس شده‌اند دستور بررسی می‌دهد.

 

دولت ها در این کشور به وظیفه خود آنچنان که باید و شاید عمل نکرده اند و فقط این موضوع را در چهار سال اول می گویند که همه مصیبت ها گردن دولت قبل است و اگر چهار سال دیگر هم روی کار آمدند و کاری هم انجام ندادند می گویند نگذاشتند کاری انجام دهیم.

 

این دولت شورش را درآورده است

این دولت دیگر شورش را درآورده است و بحث امروز و خرابکاری دولت خودش را هنوز به سال پیش گره می زند و می گوید مقصر دولت قبل است؟!

 

تنها چیزی که دولت یازدهم به آن دل بسته "دل بستن به آمریکا" است و را بهترین راه برای حل مشکلات اقتصادی خود می داند ولی باید بداند که اعتماد به شیطان بزرگ غلط است زیرا حسنی مبارک بیشترین روابط دیپلماتیک را با آمریکا و اسرائیل داشت و اگر آمریکا مشکل حل‌کن بود خودش کارتن خواب نداشت.

 

 

* به نظر شما دلیل اصلی مشکلات امروز دولت در بحث تعطیلی کارخانجات صنعتی مثل ارج چیست؟

تعطیلی کارخانه ارج نتیجه سیاست های غلط و مدیریت های نادرست دولت است.

یکی از دلایل تعطیلی کارخانه ارج فساد مدیریتی و نبود کار مفید در این کارخانه با عمر بالا است.

 

چرا توانسته ایم پیشرفت موشکی داشته باشیم اما اقتصادی نه؟

سوال من و همه مردم این است که چرا با اینکه در تحریم بوده ایم ولی در مسئله موشک سازی اوج گرفته ایم و توانسته ایم با پیشتکار افراد بزرگی مانند طهرانی مقدم ها موشکی با برد دو هزار کیلومتر با کمترین خطای سوزن زن هفت متری بسازیم. جواب سئوال اینجاست چون در موشک سازی همت گذاشته ایم، وی در دیگر برنامه  هایی همانند کارخانه ارج ثبات مدیریتی و پیشتکار نداشته ایم.

 

باید به این موضوع هم نگریست که وجدان کاری در اینگونه کارخانجات که صبغه طولانی دارند و حتی جزء کارخانه های اولیه  در کشور بوده اند چقدر است.

 

در صنعت تولید داخلی وجدان کاری نداریم

باید در وهله اول وجدان کاری داشت، طبق نظریه اندیشکده های تحقیقاتی ساعات کار مفید در ایران 22دقیقه و در کره جنوبی که شرکت خودروی سازی معروفی دارد و سه سال بعد از ارج بنا نهاده شد عمر مفید کاری در شبانه روز 20 ساعت است.

 

به نظر من ارج باید با داشته های خودش از دولت حمایت کند نه اینکه دولت از آن حمایت می کرد و یکی از لازمه حمایت آن کیفیت خوب، وجدان کاری و توسعه تکنولوژی بوده که همه آنها را از دست داده است.

 

 

* برنامه دولت برای حذف معضلات بانکی مثل ربا و سودهای بالایی بانکی چیست؟

وقتی نام از سود بانکی است باید ربا و دیگر موضوعات آن را نیز به حساب آورد و آنها را نیز در نظر بگیریم. باید دانست که سال پیش با امروز خیلی فرق دارد، این پولها قرض نیستند که بخواهی با سودهای کم هم به مردم بدهی و هم در بانک بگذاری بلکه یک بخشش است.

 

برخی از سودهای بانکها ربا است که فساد را به دنبال دارد

سودهای بانکی که بانکها از وام گیرندگان می گیرند به تورم بستگی دارد باید تورم را از آنها جدا کرد که چنین چیزی در بانک های ما صورت نمی گیرد.

 

یکی از نرخ های فساد در ایران همین سودهای بانکی است، قدرت پول الآن پایین است، هزینه تورم و سود بانکی باید کم شود تا بشود سود بانکی، اما امروز هر بانکی هر سودی را که بخواهد بر روی وام های خود می گذارد و سوال اینجاست که آیا این سود حلال است یا حرام؟!

صبح زاگرس

انتهای پیام/

نظرات کاربران

شبکه اطلاع رسانی دانا