نظرخواهی

آیا ازعملکرد مهدی روشنفکر در توسعه شهرستان های بویراحمد، دنا و مارگون راضی هستید؟

تازه های سایت

25. اسفند 1394 - 10:43
مطالعه موردی شهر یاسوج:
زیست بوم شهری و توهم توسعه/فضای سبز شهری شاخص توسعه یافتگی است
نویسنده: 
محسن مطهریان
یاسوج از شهرهایی است که شاکله ای فریبنده از بناهای بلند و در هم تنینده و بنگاه های غول آسای تجاری اقتصادی در غیاب فضاهای زندگی بخش برای انسان، نوعی توسعه ی سریع و حس خودکفایی را به ذهن متبادر کند اما این توهمی بیش نخواهد بود و نشان های هشدار دهنده ای به زودی زنگ خطر را به صدا در می آورد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی چهارفصل،  محسن مطهریان، دانشجوی کارشناس ارشد طراحی شهری دانشگاه هنرهای زیبا تهران با ارسال یادداشتی برای این پایگاه خبری تحلیلی به نکات جالبی در رابطه با توهم توسعه در شهرهای امروزی اشاره کرده و نوشته است:  گسترش روزافزون شهرها در كليه كشورهاي جهان و از جمله ايران، از پيامدهاي غير قابل اجتناب عصر دانش و فناوري به شمار ميرد.

 

امروزه گسترش شهرها و بويژه شهرهاي بزرگ در جهان سوم، موجب تشديد عوارض منفي توسعه شهري است، كه تشديد آلودگيهاي محيط از مهمترين آنها به شمار ميرود. رشد و توسعه روزافزون شهرنشيني با گسترش كالبدي شهرها رابطه مستقيم دارد. توسعه فيزيكي شهرها دوري از طبيعت و قطع رابطه انسان را با محيط زيست طبيعي موجب مي شود.

 

توسعه بي رويه و ناپايدار شهري، باعث افزايش حاشيه نشيني، تخريب نواحي سبز شهري و بالا رفتن تقاضا براي زمين شهري می گردد، كه خود زمينه ساز از بين رفتن فضاهاي سبز درون شهري و تغيير كاربري اين گونه اراضي است.

 

فضاي سبز، كه بخشي از سيماي شهر را تشكيل مي دهد، به عنوان يكي از پديده هاي واقعي از نخستين مسائلي است كه انسان همواره با آن در تماس بوده و خواهد بود. اين مقوله داراي ابعاد زيست محيطي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و كالبدي مي باشد. اهميت فضاهاي سبز در محيط شهري تا آن حد است كه بعنوان يكي از شاخص هاي توسعه يافتگي جوامع مطرح مي باشد.

 

 

شهرنشيني يا شهري شدن پايدار، آنچنان شهري شدني است كه از يك سو، امكان زندگي مطابق با كرامت انساني را در شهرهاي موجود و آينده براي نسل هايي كه از پي يكديگر می آیند، فراهم می کند و از سوي ديگر ، با ملاحظات زيست محيطي همساز و دوستدار محيط زيست است . بدينسان ، شهري شدن و شهرنشيني پايدار، توسعه اجتماعي  اقتصادي شهري را به شكلي به پيش مي برد كه به حفظ محيط زيست و منابع زمين منجر مي شود و از نابودي محيط طبيعي ممانعت به عمل مي آورد. به سخن ديگر، شهري شدن و شهرنشيني پايدار بر پايه و هماهنگي با ظرفيت اكوسيستم يا نظام طبيعي شكل مي گيرد و توسعه می یابد.

 

 

ذات شهر ها توسعه پذیر است به همین خاطر پیوسته در حال تغییر میباشد و جریان ارتباطی موجود در حوزه های زیست محیطی و شناسی را دگرگون میکند. اگر روند مدیریت شهر به موقع بهینه و مدیریت نشود به صورت پیامدهای زیان باری همچون آلودگی هوا ، تغییرات مضر اقلیمی و توسعه ی ناموزون کالبدی شهر بحران آفرین شود.

 

 

به عنوان نمونه می توان تاثیرات توسعه ی شهرهای امروز بر خاک را که از عناصر مهم و حیاتی طبیعت زنده است مورد برسی قرار داد در شهرهای جدید به ویژه کلان شهر ها به مرور زمان و با توسعه شبکه های بزرگ راهی و گسترش ساخت و ساز ها همواره بخش های وسیع تری از و زمین و خاک زنده با پوشش آسفالت و سنگ از دور حیات خارج می شوند. از سوی دیگر کاهش شدید زمین در شهرها در نتیجه توسعه ی ناموزن و حبس شدن خاک در زیر بتون و آسفالت و سنگ موجب توقف تبادل گاز میان هوا و خاک مرگ میکرو اگانیسم ها موجود در خاک و در واقع عقیم شدن زمین میگردد به صورتی که دیگر جاذب آب باران هم این پیامد ها به نوبه ی خود باعث افت کیفیت زندگی ساکنین شهر ها و افزایش آلودگی های زیست محیطی خواهد شد .

 

 

یکی دیگر از نیازهای حیاتی ساکنان شهر ها برای تداوم زندگی برخورداری از فضاهای باز و مشجر و اکسیژن کافی است. تردد هزاران خودرو در یک شهر علاوه بر ایجاد آلودگی صوتی و افزایش گاز خطرناک منواکسید و کربن ، انطباق زیستی انسان شهرنشین را مختل می کند.

 

در شهرهای که رشد و توسعه ی آنها بر مبنای توسعه ی پایدار شکل گرفته است حفظ درختان و فضاهای طبیعی به مثابه ی سپر های سبز و مولد اکسیژن مورد توجه است و همچنین با توسعه کاشت گونه های درختی جاذب منو اکسید کربن سرب و ذرات معلق به نوعی تلاش شده است تا تعادل زیستی برقرار شود.

 

اگر شهر بصورت بی قاعده و ناموزون رشد کند و انسان شهر نشین تنها مصرف کننده یک سویه منابع طبیعی و آلاینده آب و خاک و هوا باشد ،در نهایت موجودیت زنده یک شهر تبدیل به کالبد بی جانی خواهد شد که زیان نهایی آن متوجه آدمی خواهد بود.

 

توسعه ی عنان گسیخته ی یک شهر منجر به بلعیده شدن روستا ها و محیط های طبیعی اطراف،کاهش کشت و کار و تولید مواد غذایی و حتی اکسیژن و از آن سو موجب افزایش نابهنجاری های اجتماعی و افزایش بیماری های روحی و روانی در جامعه میشود به عبارتی نبود مدیریت برای شکل گیری توسعه پایدار شهری بر مبنای حفظ محیط زیست ،پیامد ها و خسارات همچون بر هم خوردن نظم اکوسیستم ،گرم شدن زمین و یا زمین لرزه ی مهیب را در پی دارد .

 

 

در توسعه ی شهری اول باید پایداری زیست بوم مورد توجه قرار گیرد  و تمامی ظرفیت ها و امکانات بر همین اساس سنجیده شوند. در همین راستا اجرای طرح های عمرانی،شهرسازی ،ساخت و ساز ها و توسعه فضایی(کالبدی) مبنایی خرد مندانه در چاچوب توسعه پایدار داشته باشند.

 

در غیر این صورت شاکله ای فریبنده از بناهای بلند و در هم تنینده و بنگاه های غول آسای تجاری اقتصادی در غیاب فضاهای زندگی بخش برای انسان ممکن است نوعی توسعه ی سریع و حس خودکفایی را به ذهن متبادر کند اما این توهمی بیش نخواهد بود و نشان های هشدار دهنده ای به زودی زنگ خطر را برای شهرهای که فارغ از توجه اساسی به مقوله ی زیست بوم دامن می کشند به صدا در می آید.(نمونه ی موردی یاسوج)

 

اکنون با رشد خیره کننده شهر نشینی در شهر یاسوج این سوال مطرح می شود :

توسعه شهر نشینی تا چه اندازه با حفظ تعادل زیستی در شهر یاسوج همراه بوده است ؟

با توسعه ی بی رویه و ناموزن شهر یاسوج،در آینده با چه چالش های زیست محیطی رو به رو خواهیم شد؟

 

منابع کمکی:

1.بهمن پور،محرم نژاد،(*)توسعه ی پایدار فضا های سبز شهری

2.فیروز بخت،(1390)،راهبرد ساختار زیست محیطی شهر با رویکرد توسعه ی پایدار شهری

3.جستارهای شهرسازی، فصلنامه تحلیلی،پژوهشی معماری و شهرسازی

 

نظرات کاربران

قلم_گزینشی
شبکه اطلاع رسانی دانا