نظرخواهی

انتصاب های استاندار جدید را برای پیشرفت استان چگونه ارزیابی می کنید؟

تازه های سایت

19. شهريور 1394 - 9:06
نامه ۱۲۷ نماینده مجلس به رهبر معظم انقلاب اسلامی که کارنامه ننگین و فضاحت باری برای مجلس ششم به حساب می آید و نشانه همراهی و همدلی عده ای از نمایندگان با دشمنان خارجی و تشنگان قدرت داخلی از مواردی کم دقتی ای بود که شورای نگهبان انجام داده بود.

به گزارش پابگاه خبری تحلیلی چهارفصل، سیف اله کشاورز با توجه به حساسیت ابن روز های شورای نگهبان و مباحثی که پیرامون این رکن مجلس شورای اسلامی بر سر زبان برخی سیاسیون و برخی جناح های سیاسی و عمدتاً جناح های مسأله داری که خود از قبل جای خود را می دانند و تنها راه بازگشت به صحنه سیاسی را حذف شورای نگهبان یا بی اثر بودن آن می دانند، در یادداشتی به بررسی حساسیت این روز های شورای نگهبان پرداخت و نوشت:  باید توجه داشت که مجلس نقطه ی توأمان آغازها و پایان های لوایح ، قوانین و سیاستها و اقتصاد مملکت است.پس باید از ورود هرگونه عنصر ناکارآمد و مفسد درمجلس که نوک پیکان تمامی امور و خانه اصلی ملت است جلوگیری بعمل آید.

 

 

برآیند آزادی آراء مردم و رقابت‏های سیاسی داوطلبان پدیده‏ ای است که آن را ((اداره امور کشور به اتکای آراء عمومی))  می‏شناسند. این آزادی و رقابت فی نفسه سالم و مطلوب است. اما، میل به قدرت عاملی است که اکثراً رقابت ناسالم و مکارانه را به همراه خود آورده ؛ حال از آنجایی که مردم با جزئیات و خصوصیات کاندیداها بصورت کامل آگاهی و شناخت ندارند و از رزومه تخصصی و گذشته و حال شخصیتی این کاندیداها گاهاً خبر کامل و درستی ندارن ، عده ای با برنامه عناصر ناخلف را علم میکنند یا  در آراء مردم اختلال و فساد ایجاد می‏نماید. بدین خاطر است که، برای احتراز از مفاسد احتمالی، امر تاًیید صلاحیت افراد و همچنین نظارت بر آراء عمومی در تمام کشورهایی که حکومتهای مردم سالاری دارند مورد قبول قرار گرفته است.

 

 این نظارت باید به دست کسانی باشد که علاقه و منفعت خاصی نسبت به نتیجه انتخابات نداشته باشند، تا بتوانند درستی و امانت لازم را در کار نظارت بی‏طرفانه بکارگیرند.در این خصوص، اصل۹۹ قانون اساسی مقرر می‏ دارد((  شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه پرسی را بر عهده دارد)).

 

اساساً و طبق قانون،معقول ترین و عقلانی ترین روش نیز  همین می باشد. باید نهادی وظیفه  برسی و تاًیید و یا رد صلاحیت کاندیداها را داشته باشد که بطور مستقیم زینفع نتیجه نهایی انتخابات نبوده و دولت یا هیچ قوه دیگر اکیداً حق حضور  یا مداخله در برسی برای تایید یا رد صلاحیت افراد کاندیدا را ندارد به طوری که مشخص است دراکثر کشورهای دارای مجلس همین رویه اجرا میشود.

 

 از شورای نگهبان نیز انتظار میرود که باتوجه به قانون و مستندات و استعلام های لازم و با درنظرگرفتن همه جوانب و لطافت خاص نسبت به تایید صلاحیت ها اقدام نماید و ملاک را به تنهایی،گذشته ی فرد یا حال فعلی وی قرار ندهد یا سلیقه ای عمل ننمایند که این امر هم در قانون اساسی و نیز به کرار توسط امام (ره) یا رهبر انقلاب بیان شده است.

 

رئیس جمهور حق وتوی مصوبات مجلس را ندارد

حال باید توجه داشت که سیستم قانون گذاری ایران،تک مجلسی بوده و هیچ کس قدرت انحلال مجلس را ندارد . رئیس جمهور حق وتوی مصوبات آن را ندارد (برعکس خیلی از کشورها) و هیچ دستگاهی خارج از مجلس در مورد دستور جلسات آن دخالت نمی کند و از جهت مالی و تعیین بودجه خود کاملا استقلال دارد و دامنه قانون گذاری آن وسیع است،که باعث طمع بسیاری از رجال سیاسی و منفعت طلبها می باشد. به همین دلیل در بعضی مواقع شاهد آن هستیم که رئیس جمهور دولتی که خود از شورای نگهبان تایید صلاحیت دریافت کرده  به همان شورا حمله ور میشود و این شورا که حدفاصل بین دو قوه نیز مبیاشد را به باده انتقاد میگیرد و با کنایه و تشبیه سعی در به حاشیه کشاندن و تحت فشار قرار دادن شورای نگهبان را دارد تا شاید بتوانند در چیدمان آینده یک قوه دیگر دخیل باشدن و بتوانند بهره حداکثری را از حضور هم طیفهای خود در مجلس ببرند.که این خود نشان نقض ذات قانون و یک عمل اختلاف انگیز می باشد.

 

 

متاًسفانه در بعضی مواقع و در بعضی دولتها شاهد آن بوده ایم که در هر مقطع سیاسی و انتخابات،حزبی که دولت را در اختیار داشت برای چیدمان مجلس بر وفق مراد خویش تلاش کرده و نمایندگانی را اصلح جلوه داده و از آن حمایت کرده و یا قبل از برگذاری انتخابات با جوسازی شدید و گاهاً صرف هزینه های مالی زیاد کاندیداهایی را که منتقد خود می دانند بدنام و کم کار یا افراطی یا ناکارامد جلوه میدهندتا مد نظران خود را وارد مجلس نمایند و مجلس را قبضه حداکثری کرده و درنهاید بتوانند با در دست گرفتن حداکثری دو قوه در جهت تحقق اهداف حزب خود لابی و قدم بردارند که اینگونه رویه های سیاسی و انتخاباتی بشدت مورد انتقاد اکثریت مردم و شخص رهبری انقلاب و نقض صریح قانون اساسی میباشد که گاهاً با همین شعار (اجرای صحیح قانون اساسی،قانون مداری) برروی کار آمدند.

 

*  موضوع دیگری که در زمینه انتخابات، همیشه مورد چالش و هجمه برخی جریان های سیاسی مشخص قرار داشته است، موضوع نظارت‌های شورای نگهبان بر روند انتخابات و بررسی صلاحیت کاندیداهای انتخاباتی است.

 

این اعتراضات و هجمه ها درحالی صورت می گیرد که وظیفه نظارت و بررسی صلاحیت کاندیداها از جمله وظایفی است که براساس قانون اساسی برعهده این شورا که شامل شش فقیه و شش حقوقدان است، گذاشته شده است و این نظارت ها فراتر از قانون صورت نمی گیرد.

 

در هر دوره، عده ای که توسط این شورا به منظور کاندیداتوری انتخابات به استناد سوابق و کارنامه عملکردشان، صلاحیت شان تأیید نمی شود، به این موضوع اعتراض می کنند و به نوعی از قانون تمکین نمی کنند. البته در چارچوب قانون نحوه اعتراض به رأی شورای نگهبان مشخص شده است و هر شخصی که نسبت به رأی این شورا اعتراضی داشته باشد، می تواند آن را اعلام نماید تا مورد بررسی قرار گیرد؛ اما از آنجایی که برخی تا زمانی که قانون به سودشان باشد و منافع آنها را تأمین کند به آن ارج می نهند؛ پس از اعلام عدم احراز صلاحیت شان برای کاندیداتوری انتخابات دست به هوچی گری می زنند و این شورا را به انواع تهمت ها متهم می کنند.که در زیر به گوشه ای از آن می پردازیم.

 

البته در تمام موارد زیر این نکته را بیاد داشته باشید که نیمی از اعضای شورای نگهبان حقوقدان هستند وتمام تایید یا رد صلاحیتها از حیث حقوقی بررسی میشوند ؛ پس تحت هیچ شرایطی امکان رد صلاحیت بدون عدله حقوقی مستند وجود ندارد اما باید یادآور شوم که گاهاً نمی شود دلیل رد صلاحیت یک کاندیدا را رسانه ای و عمومی کرد چون شاید فرد کاندیدا دارای مشکل شخصی و پنهان از جامعه باشد.

 

در رابطه با اعتراض هایی که طی این سالها به شورای نگهبان صورت گرفته است؛ پرسش های زیادی وجود دارد

*چرا شخصیت هایی که می خواهند در چارچوب قوانین و ضوابط جمهوری اسلامی وارد عرصه سیاسی کشور شوند، به نظرات شورایی که حضرت امام (ره) اعضای آن را حافظ مصالح اسلام و مسلمین” دانسته اند، احترام نمی گذارند؟

 

*چرا کسانی که دم از اجرای قانون در همه عرصه ها برای ادامه حیات اجتماعی و فردی می زنند، رأی شورایی را که یکی از وظایفش براساس قانون اساسی نظارت بر روند انتخابات و بررسی صلاحیت کاندیداهاست، تمکین نمی کنند؟

 

*اگر این افراد آرای شورای نگهبان را خارج از دایره عدالت می دانند، چرا با اعلام رسمی کاندیداتوری خود حاضر به بررسی صلاحیت شان توسط این شورا می شوند؟ آیا اگر این شورا صلاحیت شان را تأیید کند عادل است و در غیراین صورت ناعادل؟

 

*اگر این افراد آرای شورای نگهبان را خارج از دایره عدالت می دانند، چطور حاضر می شوند به مجلسی راه یابند که همه قوانین آن تحت نظارت این شورا است؟

*چطور کسانی که مدعی پیروی از راه امام (ره) هستند، شورای نگهبان را متهم به بی عدالتی و سوگیری در آرا می کنند درحالی که امام (ره) نسبت به کسانی که علیه تصمیمات فقهای شورا حرف می زنند، ‌فرمود: «من به این آقایان هشدار می‏‌دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است.» آیا منافع این آقایان به منافع کشور و اسلام ارجحیت دارد؟

 

*چرا این افراد معترض توقع دارند که از خطاها و سوء رفتارهای آنها چشم پوشی شود؛ درحالی که امام (ره) خطاب به اعضای شورای نگهبان فرمودند: «شورای نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس، فقط و فقط خدا و قانون اساسی را در نظر بگیرند. » و یا در جای دیگر فرمودند: «من قبلاً در مورد انتخابات گفتم که همه چیز ما باید روی موازین اسلامی و قانونی باشد. افرادی که تعیین می‏‌شوند، باید کسانی باشند که به درد اسلام، مردم و جمهوری اسلامی بخورند.»

 

بطور مثال در دو مورد از انتخاباتی که یا شورای نگهبان حضور نداشت یا هنوز تشکیل نشده بود و یا در یک دوره که تحت  فشارهای اشخاص بانفوذ کشور در بحث تاًیید صلاحیت کاندیداهای که در نهایت نیز وارد مجلس شدند ضعیف عملکرد؛ شاهد بودیم که در یک مورد رئیس جمهور منتخب وقت بعد از تخلفات اساسی و خیانتهای آشکار و وارد کردن خسارتهای سنگین به پیکره ی نظام در اوج حساسیتها و جنگ تحمیلی با لباس زنانه از مملکت فرار کرده و در بخشی دیگر عده ای دولت را رها و استعفاء دادند .

 

مجلس ششم نتیجه بد عمل کردن شورای نگهبان بود

در برحه ای دیگر بطور مثال شورای نگهبان در سایه مصلحت اندیشی و حفظ انسجام ملی البته زیر سایه فشارهای زیاد از طرف اشخاص و احزاب خاص در باب تایید صلاحیت بعضی افراد خودشیفته و بی ثبات قاطع عمل نکرد و درنهایت منجر به تشکیل مجلس ششم شد، که می توان با بررسی و موشکافیه بی طرفانه و منصفانه نقاط ضعف زیادی در مجلس ششم مشاهده کرد که تمامی اقدامات مفید و سازنده مجلس را تحت الشعاع خود قرار داده است،که متضرر واقعی ملت ایران بوده و تنها اشخاص و سیاسیون شاخص با حربه تحت فشار قرار دادن و جوسازی علیه شورای نگهبان قبل از برگزاری انتخابات از آن مجلس کزایی و بی ثبات سود بردند و خسارتهای سنگینی به مملکت و مردم وارد کردند.

 

کارنامه مجلس ششم شامل مصوبات، نطقهای پیش از دستور، طرحها، فوریتها، اظهار نظرهای بیرون از مجلس، نامه نگاریها و طومارها، سؤالات، استیضاحها، طرحهای تحقیق و تفحص و سایر نقشهای دستوری و یا نظارتی مجلس است.

 

 

 مجلس ششم، یک مجلسی سیاست زده و چیدمانی بود

در کل می توان گزینه های زیر را در کارنامه مجلس  ششم که از مسیر واقعی خود منحرف و بشدت مجلسی سیاسی و چیدمانی بود را مشاهده کرد:

در ارزیابی کلی، کارنامه مجلس ششم که مجلسی «سیاسی » بود و به عبارتی «سیاسی کاری » و «سیاست زدگی »، از شاخصه های مهم عملکرد مجلس ششم بوده است. کمرنگی قاطعیت شورای نگهبان در رد صلاحیتها به دلیل فشارهای یک حزب خاص قبل از انتخابات این مجلس شاید یکی از اصلی ترین دلایل بوجود آمدن این سبک از مجلس بود، حال درصورتی که وظیفه اصلی نمایندگان، قانون گذاری و نظارت است که متاسفانه هر دوی این امور، اسیر جناح بازی و اهداف گروهی شد .

 

 در واقع یک گروه افراطی دورنمای مجلس را سیاسی جلوه دادند . در نتیجه وقت مجلس ششم بیشتر به جنجالهای سیاسی، و دعواهای بین احزاب و گروهها سپری شد و باعث غفلت از مسائل اساسی تر و اختلال در تحقق عدالت اجتماعی گردید . و این باعث از بین رفتن فرصتهای طلایی خدمت به کشور و مردم و رفع مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … شد .

 

اگر مجلس می خواست قدمی برای حل مشکلات جامعه بردارد، از بهترین موقعیت و شرایط برخوردار بود ولی مجلس از این شرایط بسیار عالی (همراهی دولت و حمایت رهبری و مردم)، کمترین بهره را برد و بیشتر سرگرم مسائل سیاسی، باندی و گروهی شد!!

 

به عنوان نمونه، در بخش نظارت، عملکرد مجلس اغلب مربوط به مباحث سیاسی و به صورت مشخص شکایت نیروهای مخالف نظام و ضد انقلاب از قوه قضائیه گردید و حتی تحقیق و تفحصهایی که انجام می گرفت (صدا و سیما، پرونده آغاجری، حادثه کوی دانشگاه و…). در چهارچوب جناحی و سیاسی کاری صورت گرفت و هیچ نتیجه مشخص و فایده بخشی برای نظام و جامعه و اقشار ضعیف و تولید و تولید کننده دربرنداشت. بعنوان مثال بعضی مواقع در صحن مجلس صحبتهای محرمانه نظام بازگو و گرای سیاسی به خارج فرستاده میشد. سیاست زدگی مجلس ششم، باعث شد که از نیازهای واقعی مردم و خواستهای اساسی کشور و تعیین اولویتها غفلت شود

 

روزنامه مردم سالاری از ضعف درونی مجلس نوشت

روزنامه مردم سالاری در آن زمان می نویسد:((مجلس در شرایط کنونی، علاوه بر موانع بیرونی، از ضعفهای درونی خویش هم رنج می برد)) . ضعف در نحوه نظارت بر ارگانها و نهادها، ضعف در اولویت بندیها، ضعف در برخوردهای کارشناسی با طرحها و لوایح، ضعف در نحوه پیگیری سؤالات و موارد استیضاح نمایندگان و به زیرکشاندن وزرای ضعیف و ….که تمامی اینها هیچ دلیلی بجز ورود عناصر دستچین و سیاسی که اکثراً توسط یک حزب خاص بود ندارد.

 

در آن زمان با تحت فشار قراردادن شورای نگهبان قبل از انتخابات توسط یک طیف خاص باعث گردید،مجلس ششم که پرتنش ترین و جنجالی ترین مجلس پس از انقلاب بود شکل وجودی بخود گیرد.

 

عملکرد پرتنش ترین و جنجالی ترین مجلس پس از انقلاب + اقدامات انحرافی

نامه ۱۲۷ نماینده مجلس به رهبر معظم انقلاب اسلامی که کارنامه ننگین و فضاحت باری برای مجلس ششم به حساب می آید و نشانه همراهی و همدلی عده ای از نمایندگان با دشمنان خارجی و تشنگان قدرت داخلی است، قرائت بیانیه نمایندگان در حمایت از جریان موسوم به ملی مذهبی ها در صحن علنی مجلس، حمایت نابجای نمایندگان مجلس از یک نماینده خاطی و محکوم در دادگاه، طرح منع شکنجه بدون طی مراحل قانون و نیز نطقهای اختلاف آفرین و دعوت به آشوب برخی از نمایندگان مجلس، همه و همه در ایجاد تنش و جنجال در جامعه مؤثر بوده و همواره کشور را به سوی التهاب، درگیری و دور ماندن از آرامش سوق میداند. در این میان دو مصوبه غیرشرعی و غیرقانونی (پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و اصلاح قانون مطبوعات) به عنوان اقدامی خطرناک و انحرافی، کارنامه مجلس ششم را سیاه تر کرده است.

 

با کمی مطالعه در تاریخ معاصر کشور چه قبل و یا بعد از انقلاب ،به این نتیجه خواهید رسید که تمامی مجلسهایی که وابسته به دولت یا زیر سایه دولت یا با حمایتهای سیاسیون خصوصی و حزبی تشکیل شد بجز ضرر و کم کاری محصول دیگری به ارمغان نی آورده اند و مردم ما باید این آگاهی را بدست بیاورند که مجلس باید کاملاًمستقل و صلاحیت ها نیز بدون دخالت دولت و سران اخزاب برسی و تأیید ویا رد گردد که بهترین گزینه همان شورای نگهبان است.

 

آیا بهتر نیست که هر نهاد و ارگانی در جای خود و ختم به چهارچوب خود فعالیت نماید؟ آیا بهتر نیست که سه قوه  و سایر نهادها در مسیر خود حرکت نمایند و در حیات خلوت دیگر نهادها سرک نکشند و بیشتر به فکر تعامل و رفع مشکلات مملکت و مردم از طریق شریانات و معابر قانونی بین سه قوه باشند؟

 وظیفه مردم در انتخاب و انتخابات

تک تک هم شهری ها در انتخابات نماینده مجلس مسئولیت سنگینی به عهده دارند و انتخاب شوندگان نیز وظیفه خطیری را تعهد می کنند . هر کسی که حقیقتا شایستگی ایفای نقش در سمت نمایندگی مردم را دارد باید قدم در میدان بگذارد و خود را نامزد چنین مقام حساسی نماید وگرنه – خدای نکرده – اگر به قصد مطامع دنیوی و رسیدن به هواهای نفسانی به این حیطه وارد شود، سعادت دنیا و آخرت خود را از دست خواهد داد و در نگاه عمومی مردم که تاًثیر گذارترین قشر جامعه در تمامی امور سیاسی و اقتصادی میباشند منفور خواهند شد. 

 

 مردم شریف و همیشه در صنحه استان کهگیلویه وبویراحمد لازم است که به ظواهر افراد ننگرند

 

باید در انتخاب  لیاقت و شایستگی و اهلیت افراد را احراز نموده، سپس به آنان رای دهند . در غیر این صورت، در خطاها و تخلفات احتمالی این افراد شریک خواهند بود و دیگر جایه گله و شکایتی نیست . همچنین نخبگان و متنفذین جامعه طبق این شایسته سالاری، لازم است کسانی را به مردم معرفی کنند که توانائی چنین امری را داشته باشند و اگر این اصل را مراعات نکنند و بر اساس روابط شخصی و یا ملاکهای غیراصولی دیگر، غیرشایستگان را نامزد نمایندگی مجلس نمایند، به شهر و دیار و مملکت خود خیانت کرده اند.

 

آیا افرادی که در گذشته دهها وعده توخالی و غیرقابل عمل به مردم داده و بعدا آنها را به بوته فراموشی سپرده اند، لیاقت نمایندگی دارند؟ آیا کسانی که با انواع دسیسه ها و شعارهای فریبنده و تبلیغات پر زرق و برق اذهان مردم را مشوش کرده ویا خود و فرزندانشان با رانتها و پولهای کثیف شکاف در شهر ایجاد کرده اند و برای رسیدن به مقاصد نفسانی خود، آرای مردم را به سوی خود جلب می کنند، شایستگی وکالت دارند؟؟!! نماینده حقیقی مردم اگر وعده ای بدهد با تمام وجود به دنبال تحقق آن تلاش می کند و حیثیت خود را در گرو آن وعده می بیند

 

 

وکلای با ایمان هیچگاه حق را وارونه نشان نمی دهند، به سوی باطل گرایش پیدا نمی کنند و از راستی و صداقت دست برنمی دارند; گرچه به ضرر آنان باشد. کاندیداها فراموش نکنند که حافظه مردم بسیار قوی و همیشه در صحنه حضور دارند و کسانی را که برای منافع شخصی وارد عرصه سیاست شده و عموم را با ظاهر و کلمات و وعده دروغ فریب دادند؛ با اراده قوی خود به زباله دان رجال بیکفایت بظاهرسیاسی فرستادند و دیگر از این مفسدین نامی در عرصه انتخابات نیست.

 

پس سیاسیون بدانند که حتی اگر با حیله از جلوی چشم شورای نگهبان عبور کنند باید خود را زیر زره بین دقیق جوانان و مردمی عدالت خواه ببینند که اجازه نخواهند داد دیگر با آینده و زمان و سرمایه هایشان بازی و سوء استفاده شود و بدانند که  تیغ مردم تیزتر و برنده تر است.

انتهای پیام/م.ن

نظرات کاربران

شبکه اطلاع رسانی دانا
قلم_گزینشی